تبليغاتX
دخترکِ تنها -
 

TinyPic image

چرا من فقط عشق رو از دور می بینم

چرامن رنگ عشق وعاشقی رونمی بینم

 

چرا من نمی دونم عشق چه رنگیه،چه جوریه

شاید اینقدر من کمم که این هم برام زیادیه

 

چرا من باید باشم دخترکِ طلسم شده

دختری که شعرِتنهایی روازحفظ شده

من از این شهر برون خواهم رفت

که در آن همه ی گل ها یک رنگ اند

که در همه ی چشم ها کورند

که در آن تنها همدم من اشک های نفرین شده ام است

شهری که جاده های آن هیچ نقطه ی پایانی ندارند

شهری که در نبود حتی ذره ای عشق،مهربانی،لطافت ومحبت رنگی دگرگون به خود گرفته

شهری که هیچ وقت طلوعی ندارد

وتنها روشنی آن از برق اشک های دخترکی است که بود و نبودش برای آسمان ها یک رنگ است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط مانا |